نوروز را بهانه صحبت نموده ام
روزم بدون یار چه بی رنگ میشود
بیتاب چشمهای پر از مهربانیت
بیتو مدام بین خودم جنگ میشود
ماندم چگونه داد غزل پا به کوی دل
بینام دوست شعر وغزل سنگ میشود
حال زمان بدون نگاه تو خوب نیست
روی بهار سرد و پر آزنگ میشود
دیگر به جز صدای غمت هیچ نشنوم
این سر بدون شوق غزل منگ میشود
باید دوباره عهد ببندم برای صبح
تنها دلم برای شما تنگ میشود
***ف د***
برچسب:
نویسنده: پارسا شریعتی
به نام حضرت دوست
ماها جنسمون یه جوریه که هستیم. فقط هستیم. اینکه کسی بخوادمون یا نه فرقی نداره. آخخخخ وقتی خودمون با صدا و بی صدا کمک میخوایم کلا هیچکس نیست.
برچسب:
نویسنده: پارسا شریعتی
برچسب:
نویسنده: پارسا شریعتی
برچسب:
نویسنده: پارسا شریعتی
برچسب:
نویسنده: پارسا شریعتی
نوروز را بهانه صحبت نموده ام
روزم بدون یار چه بی رنگ میشود
بیتاب چشمهای پر از مهربانیت
بیتو مدام بین خودم جنگ میشود
ماندم چگونه داد غزل پا به کوی دل
بینام دوست شعر وغزل سنگ میشود
حال زمان بدون نگاه تو خوب نیست
روی بهار سرد و پر آزنگ میشود
دیگر به جز صدای غمت هیچ نشنوم
این سر بدون شوق غزل منگ میشود
باید دوباره عهد ببندم برای صبح
تنها دلم برای شما تنگ میشود
***ف د***
برچسب:
نویسنده: پارسا شریعتی